این نوشته بخشی از مسیر حرفه‌ای نیما رسول‌زاده در حوزه استراتژی دیجیتال، رسانه و ارزش‌گذاری برند است.
تمرکز این مرحله بر طراحی مدل‌های تحلیلی برای سنجش اثربخشی رسانه، محتوا و فعالیت‌های برندینگ بوده است؛ رویکردی که بعدها به یکی از محورهای اصلی فعالیت‌های حرفه‌ای او تبدیل شد.

در این مقطع از مسیر حرفه‌ای، تمرکز اصلی من بر این سؤال شکل گرفت که «چگونه می‌توان اثربخشی واقعی رسانه و محتوا را به‌صورت قابل‌سنجش تحلیل کرد؟»

تجربه کار در رسانه‌های دیجیتال، برندها و پروژه‌های بازاریابی نشان می‌داد که بخش بزرگی از تصمیم‌ها بر اساس احساس، Reach ظاهری یا شاخص‌های ناقص گرفته می‌شود.
همین مسئله باعث شد به‌تدریج به طراحی چارچوب‌هایی فکر کنم که بتوانند:

– عملکرد رسانه را فراتر از بازدید و Impression تحلیل کنند
– نقش محتوا را در ایجاد Brand Equity نشان دهند
– ارتباط بین فعالیت‌های رسانه‌ای و ROI واقعی را مشخص کنند

در این مرحله، مدل‌های تحلیلی مختلفی برای سنجش:
– اثربخشی کمپین‌های محتوایی
– ارزش رسانه‌ای اسپانسرشیپ
– هم‌راستایی پیام برند با مخاطب
طراحی و آزمایش شد.

این رویکرد بعدها در پروژه‌های استراتژی برند، اسپانسرشیپ و مشاوره دیجیتال مارکتینگ به‌صورت ساخت‌یافته‌تر مورد استفاده قرار گرفت و به یکی از ستون‌های تصمیم‌سازی داده‌محور در فعالیت‌های حرفه‌ای من تبدیل شد.

جایگاه این مرحله در مسیر حرفه‌ای

این صفحه بخشی از مسیر حرفه‌ای نیما رسول‌زاده است.
برای مشاهده نمای کلی فعالیت‌ها، حوزه‌های تخصصی و پاسخ به پرسش‌های متداول،
به صفحه زیر مراجعه کنید:

 پرسش‌های متداول درباره نیما رسول‌زاده

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *